تبلیغات
یه آسمون ستاره - دعوا و تشویق

سلام

دوستان گرامی به این پست کاری نداشته باشید برید پست پائینی رو بخونید.

  زینب ترکوندی دختر...

     تنهایی اینا رو نوشتی؟

         آفرین آفرین به کارت ادامه تو میتونی

میگما فکر من بد بخت رو هم بکن که با وجود 10 تا مهمون باید اینا روبنویسم تو پاورپوینتمون هاااااااااااااا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زینب جان تو مدرسه میدونم چی کارت کنم...

  حالا صبر کن...

من الآن دارم باهاش تمرین می کنم تو هم برو یه خورده با بابات تمرین کن فردا اومدی سیاه و کبود نشی...

من و تو یه دمپایی ...

خوب دوستان گرامی اگه کنجکاویتون اوج گرفت و خوندید اشکال نداره ولی مخاطب این پست فقط یه نفره...

پست اصلی اون پائیینه اس.



تاریخ : جمعه 18 آذر 1390 | 20:19 | نویسنده : مهرآسا | نظر زینب جونم !!!
.: Weblog Themes By VatanSkin :.